محمد اشرف علوى عاملى
مقدمه 99
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
فوق رأس مولانا الرضا - عليه السلام - لقضاء الحوائج : بسم اللّه الرحمن الرحيم ، يا لطيف ادركنى بلطفك الخفى » . سيّد محمّد حسين مقدّس وى از اعاظم علماى عصر خود و از شاگردان علامه مير سيّد حسن مدرّس بود و رفاقتى تامّ با علّامه ميرزاى شيرازى داشت ، آن چنان كه پس از فوت وى ، ميرزا به هنگام توقّف در سامرا مهاجرت خود را از اصفهان به واسطهء فقدان دوست خود مىدانستند . « 1 » در پى بالا گرفتن فتنهء شيخيه و مخالفت سرسختانهء وى با اين فرقه ، شخصى به نام ملّا باقر « 2 » ايشان را در سال 1259 ه . ق در سن بيست و نه سالگى مسموم ساخت كه به شهادت وى انجاميد . سيّد محمّد جعفر وى از علماى پرهيزگار زمان خود و داراى نفس قدسيه بود . او از محضر اساتيدى همچو حاج شيخ محمّد باقر نجفى مسجد شاهى ، ميرزا محمّد هاشم چهار سوقى و ميرزا محمّد باقر خوانسارى بهره برد . در زمانى كه وى در قريهء خوزان به امامت جماعت اشتغال داشت ، پارهاى از افراد نابخرد به مخالفت با وى پرداختند كه همه مصداق حديث زير گشتند : « نحن بنو عبد المطلب ما عادانا كدب . . . و لا بيت الا و قد خرب ، و من لم يصدّق فليجرّب » . وى سرانجام در سال 1325 ه . ق در گذشت و در وادى السلام
--> ( 1 ) . بنا به روايتهاى منقول در اين باب اين دو در ايام تعطيل به منطقه سده مىآمدند . ( 2 ) . او فرزند يكى از روحانيون به نام ملا محسن بود كه در پى اين اقدام مورد نفرين پدر قرار گرفت و مرد .